مؤلف مجهول
241
تاريخ سيستان
رسيد كه اكنون كار فارس و عراقين و عرب و شام و يمن همه راستست ، بخراسان باز بايد گشت و غازيان را بدار الكفر بايد فرستاد تا فتوح همى باشد [ پس عمرو ] نصر بن احمد را خليفت كرد بر پارس و كرمان ، و بسيستان آمد و خبر رافع از هرى يافته بود ، و فرمان داد نصر [ 1 ] بن احمد را تا چهار هزار هزار درم فرستد موفق [ را ] ، و محمد بن اللَّيث [ 2 ] كرد را با خويشتن بياورد و روز پنجشنبه ده روز گذشته از جمادى الأخر سنة سبعين و مائتين بسيستان اندر آمد ، و روزى چند ببود ، روز دوشنبه دو روز گذشته از شعبان سنة سبعين و مائتين برفت سوى خراسان و سرهنگان خراسان همه بزينهار آمدن گرفتند نزديك وى ، و محمد بن عمرو را پسر خويش بر سيستان خليفت كرد ، و بهرى شد و رافع بهرى حصار گرفت ، عمرو با او حرب كرد ، رافع آخر بهزيمت برفت اندر شوال سنهء سبعين و مائتين ، باز عمرو بلال بن الأزهر را بنشابور بر سول فرستاد ، بزرگان نيشابور پيش بلال باز آمدند و طاعت عمرو نمودند ، چون محمد بن ياسين و محمد بن اسحق بن حزيمه [ 3 ] و عقيل بن عمرو ، و بر نيشابور خليفت رافع ، مهدى بن مجلس [ 4 ] بود ، چون خبر هزيمت رافع شنيد ، خطبه بر نام عمرو كرد ، رافع ازهرى بمرو رود شد و نامها نبشت سوى عمرو بطاعت و ندامت بر كرده ، و عفو خواستن ، و بو طلحه از تخارستان بيامد كه نزديك عمرو آيد ، چون رافع را به راه اندر بديد با او يكى گشت و هر دو قصد عمرو كردند ، و هر دو بمرو قرار گرفتند ، بو طلحه به شهر اندر و رافع بر در شهر ، چون روزى چند ببود ، بو طلحه بر رافع شبيخون كرد و بيشتر سپاه رافع را بكشت ، و رافع تنها بنفس خويش برست ، و خواست كه به نشابور رود ، و بو طلحه
--> [ 1 ] در اصل : نصرب احمد بوده است . [ 2 ] اين شخص را در چند سطر قبل « احمد بن الليث » نوشته و دليلى نداريم كه احمد ليث برادرى به اين نام داشته باشد و يا اين محمد ليث غير از احمد ليث سابق الذكر باشد . اتفاقا اصطخرى ويرا احمد و ابن اثير محمد و طبرى احمد ليثويه نام ميبرد و احمد غلبه دارد . و نيز طبرى و كامل حرب عمرو با محمد بن الليث عامل عمرو بپارس و اسارت وى را نوشتهاند و ازين كتاب فوت شده و شايد از نسخه ساقط گشته و اينجا مراد همو باشد . [ 3 ] كذا . . . ظ : خزيمه . [ 4 ] ابن اثير « مهدى بن محسن » نامى را از عمال رافع نام ميبرد كه در 268 عامل هراة بوده ( ج 7 ص 122 ) .